- نگاه اقتصادی - https://negaheghtesadi.ir -

اعلام موفقیت خصوصی‌سازی ایران‌خودرو پیش از پایان آزمون؟

در ماه‌های اخیر، هم‌زمان با انتشار آمار تولید و گزارش‌هایی درباره بهبود روابط ایران‌خودرو با زنجیره تأمین، برخی مدیران ایران‌خودرو، شماری از فعالان صنعت خودرو، تعدادی از قطعه‌سازان و برخی کارشناسان، بارها واگذاری مدیریت این شرکت را یکی از موفق‌ترین تجربه‌های خصوصی‌سازی کشور توصیف کرده و حتی از آن به‌عنوان الگویی برای سایر صنایع نام برده‌اند. بی‌تردید هر نشانه‌ای از بهبود در بزرگ‌ترین خودروساز کشور، اتفاقی مثبت است؛ اما پرسش اینجاست که آیا شواهد موجود برای صدور چنین حکم قطعی کافی است؟

در ادبیات اقتصادی، موفقیت خصوصی‌سازی تنها با افزایش تولید سنجیده نمی‌شود، بلکه باید در شاخص‌هایی مانند بهره‌وری، سودآوری، کیفیت، توسعه محصول، صادرات، رضایت مشتری، رقابت‌پذیری و ارزش‌آفرینی پایدار نیز خود را نشان دهد؛ آن هم در یک بازه زمانی معنادار. بر همین اساس، دلایلی وجود دارد که نشان می‌دهد هنوز برای اعلام موفقیت قطعی خصوصی‌سازی ایران‌خودرو زود است.

۱. آزمون خصوصی‌سازی هنوز به پایان نرسیده است

کمتر از یک سال و نیم سال از واگذاری مدیریت ایران‌خودرو می‌گذرد، در حالی که تجربه‌های جهانی معمولاً آثار خصوصی‌سازی را در افق سه تا پنج‌ساله و پس از عبور از چند چرخه اقتصادی ارزیابی می‌کنند. حتی اگر برخی شاخص‌ها در کوتاه‌مدت بهبود یافته باشند، تا زمانی که پایداری این روند اثبات نشود، نمی‌توان از موفقیت قطعی سخن گفت.

2. شاخص‌های اصلی موفقیت هنوز به‌طور کامل احراز نشده‌اند

خصوصی‌سازی را نمی‌توان صرفاً با تیراژ تولید سنجید. اگر قرار باشد از یک تحول مدیریتی سخن گفته شود، باید آثار آن در کیفیت محصولات، بهره‌وری، کاهش هزینه تمام‌شده، سودآوری عملیاتی، توسعه محصول، صادرات، نوآوری و رضایت مشتری نیز مشاهده شود. درحالی‌که گزارش‌های رسمی هنوز از جهشی محسوس در کیفیت عمده محصولات پرتیراژ حکایت نمی‌کنند، صادرات نیز تحول بنیادینی را تجربه نکرده و درباره بسیاری از شاخص‌های بهره‌وری و رقابت‌پذیری نیز به‌رغم اعداد و ارقام مطرح‌شده در مجمع عمومی شرکت، هنوز برای قضاوت زود است.

از سوی دیگر، تولید یا فروش بیشتر، الزاماً به معنای سلامت مالی نیست. شاخص‌هایی مانند جریان نقد عملیاتی، حاشیه سود، بازده سرمایه، ساختار بدهی‌ها، توان سرمایه‌گذاری و پایداری سودآوری، معیارهای دقیق‌تری برای ارزیابی عملکرد یک بنگاه هستند. ممکن است شرکتی تولید بیشتری داشته باشد، اما همچنان با مشکلات جدی مالی روبه‌رو باشد.

3. اصلاح مدیریت به‌تنهایی معادل اصلاح ساختار صنعت نیست

حتی اگر مدیریت جدید در برخی حوزه‌ها عملکرد بهتری داشته باشد، چالش‌های مزمن صنعت خودرو همچنان باقی است؛ از قیمت‌گذاری دستوری، وابستگی به واردات برخی قطعات و مواد اولیه، محدودیت‌های ارزی و ناترازی انرژی گرفته تا هزینه‌های مالی، بهره‌وری پایین و فناوری قدیمی بخشی از محصولات. بنابراین، اصلاح مدیریت به‌تنهایی معادل اصلاح ساختار صنعت نیست.

4. مقایسه با سایپا، معیار علمی برای اثبات موفقیت نیست

یکی از استدلال‌های رایج، مقایسه رشد تولید ایران‌خودرو با افت تولید سایپاست. اما این مقایسه به‌تنهایی از نظر روش‌شناسی کافی نیست. سایپا سال‌هاست با مشکلات خاص خود در حوزه ساختار مالی، نقدینگی، بدهی‌ها، حجم بالای تعهدات دوساله به مشتریان، ترکیب محصولات و عدم‌ثبات مدیریتی مواجه است. بنابراین، افت عملکرد این شرکت الزاماً موفقیت مدیریت ایران‌خودرو را اثبات نمی‌کند.

از سوی دیگر، در ماه‌های اخیر پرسش‌هایی درباره شرایط رقابت، نحوه تأمین قطعات، نقش بازیگران بزرگ زنجیره تأمین و احتمال تعارض منافع نیز مطرح شده است. فارغ از درستی یا نادرستی این ادعاها، وجود چنین ابهاماتی نشان می‌دهد نسبت دادن تمام تفاوت عملکرد دو خودروساز به کیفیت مدیریت، همچنان نیازمند بررسی‌های مستقل و شفاف است.

همچنین، شتاب در اعلام موفقیت قطعی خصوصی‌سازی ایران‌خودرو، پیش از تکمیل ارزیابی‌های اقتصادی، ممکن است این شائبه را ایجاد کند که چنین روایت‌هایی درصدد اثرگذاری بر فضای تصمیم‌گیری درباره واگذاری مدیریت سایپا نیز هستند. از همین رو، اتکا به ارزیابی‌های مستقل و مبتنی بر داده، بیش از پیش اهمیت می‌یابد.

5. روایت ذی‌نفعان، جایگزین ارزیابی مستقل نیست

صنعت خودرو امروز علاوه بر رقابت اقتصادی، شاهد رقابت روایت‌ها نیز هست. طبیعی است بخشی از قطعه‌سازانی که مطالبات خود را منظم‌تر دریافت کرده‌اند یا تعامل روان‌تری با ایران‌خودرو دارند، ارزیابی مثبت‌تری از مدیریت جدید ارائه دهند؛ همان‌گونه که منتقدان نیز روایت متفاوتی دارند. اما نه رضایت بخشی از ذی‌نفعان، موفقیت خصوصی‌سازی را اثبات می‌کند و نه انتقاد مخالفان، شکست آن را. قضاوت نهایی باید بر پایه داده‌های مستقل، قابل اندازه‌گیری و قابل راستی‌آزمایی صورت گیرد.

*‌ چرا هنوز برای صدور کارنامه زود است؟

ممکن است مدیریت جدید ایران‌خودرو در حوزه‌هایی مانند ساماندهی بخشی از روابط با زنجیره تأمین یا بهبود نسبی تولید، عملکرد قابل قبولی داشته باشد و نادیده گرفتن این واقعیت نیز منصفانه نیست. اما تبدیل این دستاوردهای اولیه به این گزاره که خصوصی‌سازی ایران‌خودرو به موفق‌ترین تجربه خصوصی‌سازی کشور تبدیل شده است یا اکنون می‌تواند الگویی برای سایر صنایع باشد، با استانداردهای ارزیابی اقتصادی همخوانی ندارد.

خصوصی‌سازی یک فرآیند است، نه یک رویداد. موفقیت آن نه با یک آمار تولید، نه با مقایسه با سایپا و نه با روایت موافقان یا مخالفان قابل اثبات است. تنها گذر زمان، شفافیت اطلاعات و ارزیابی هم‌زمان همه شاخص‌های عملکردی می‌تواند نشان دهد این تجربه تا چه اندازه به افزایش بهره‌وری، رقابت‌پذیری و خلق ارزش برای اقتصاد و مصرف‌کننده منتج شده است.