توسعه هوش مصنوعی در ایران، میان دو ضرورت در حال حرکت است: بهرهگیری سریع از ظرفیتهای این فناوری و پرهیز از سرمایهگذاریهای سنگین و کمبازده در لایههایی که هنوز توجیه اقتصادی روشنی ندارند.
دکتر محمدمهدی تقیپور، مدیرعامل شرکت بهپرداخت ملت در گفتوگوی اختصاصی با «سرمایه ملی» با تأکید بر تجربه تحریمها و محدودیت دسترسی به فناوری، معتقد است نقطه آغاز بومیسازی باید سرویسهای نزدیک به مشتری باشد؛ جایی که میتوان با سرمایهگذاری کمتر، دستاوردهای سریعتری به دست آورد و از دل آن، اقتصاد هوش مصنوعی را توسعه داد.
او در این گفتوگو از آینده صنعت پرداخت، جایگاه انسان در عصر هوش مصنوعی و ظرفیتهایی میگوید که این فناوری برای تغییر مدلهای کسبوکار ایجاد کرده است.

* راهکارهای مبتنی بر هوش مصنوعی چه ظرفیتسازیهایی در صنعت پرداخت کرده و بهپرداخت ملت در کدام بخشها تا چه اندازه از این ظرفیتها بهره برده است؟ این راهکارها تا چه حد قابل اعتماد هستند؟
هوش مصنوعی در چند لایه میتواند به شرکتها کمک کند؛ ازجمله در بحث بهینهسازی عملیات جاری که با توجه به برخورداری از دقت و قدرت بالای پردازش این ابزار، در بخشهایی مانند کشف تقلب، راهکارهای مبارزه با پولشویی، پیدا کردن مغایرتها، تضمین درآمد و… میتوان از آن بهره گرفت.
اما آنچه دنیای امروز در حوزه هوش مصنوعی بر آن متمرکز شده، مباحث مربوط به تحول دیجیتال و سرویسهای آن است که تغییر نگرش و دگرگونی رویکردها را به موضوعاتی مانند احراز هویت دیجیتال و فرایندهایی همچون افتتاح حساب و نحوه سرمایهگذاری و… به مرور رقم میزند.
مثال ساده آن، Tokenization (تبدیل دارایی به توکن دیجیتال) در حوزه بازار سرمایه است که از ترکیب دو فناوری هوش مصنوعی و بلاکچین متولد شده است که در کشورهای پیشرفته مانند آمریکا، سهام را بهصورت توکن درخواهد آورد و این توکنها بهصورت ۲۴ساعته با ابزارهای هوش مصنوعی قابل معامله خواهند شد.
یعنی عملاً فرایندی مانند مدیریت ثروت را میتوانیم بر عهده هوش مصنوعی بگذاریم تا بر اساس اولویتها و الگوریتمها و درصد ریسکی که میپذیریم، بهصورت شبانهروزی با دارایی ما بهصورت خودکار معاملات خرید و فروش را انجام دهد و با توجه به تأییدیههایی که قبلاً برای این کار اخذ میشود، دیگر به حضور فیزیکی ما نیازی نخواهد بود.
این یک تحول عظیم، هم در بحث بازار سرمایه و هم در بحث سرمایهگذاریهای شخصی و مدیریت ثروت است. حتی در سبک زندگی نیز اتفاقات بیسابقهای با بهرهگیری از هوش مصنوعی در حال رقم خوردن است.
* یک برداشت رایج در خصوص این روند، بحث جایگزینی تدریجی هوش مصنوعی با نیروی انسانی است. این نگرانی تا چه حد موضوعیت دارد؟
قرار نیست که هوش مصنوعی جایگزین انسان شود، بلکه قرار است درخصوص کارهایی که با روشهای کلاسیک انجام میگرفته، شاهد دو تحول باشیم؛ نخست در نحوه انجام این کارها و دوم در حضور هوش مصنوعی در کنار انسان بهعنوان یک دستیار بسیار قدرتمند و سرعتبخش در انجام امور.
صدالبته که به این واسطه، یکسری مشاغل و خدمات از بین خواهند رفت، ولی این به معنای از دست رفتن بازار کسبوکار نیست. کمااینکه یکسری مشاغل و خدمات جدید که برخی از آنها فراتر از تصورات ماست، جایگزین مهارتها و سرویسهای منسوخ خواهند شد؛ مشابه تجربهای که در انقلابهای بزرگ گذشته در مسیر تمدن بشر داشتیم؛ از انقلاب کشاورزی، شهری، نوشتاری و علمی گرفته تا انقلاب صنعتی، الکتریکی، دیجیتال و اینترنت.
درواقع انقلاب هوش مصنوعی نیز به بشر کمک خواهد کرد تا سرعتی را که در توسعه دانش و فناوری داشته، با Exponential growth یا حالت نمایی (رشد فزاینده با سرعت فزاینده) به پیش ببرد.
* شما از واژه «دستیار» استفاده کردید و این را میتوان تا سطح «همکار» نیز مفروض بود. چون در برخی بخشها مانند پاسخگویی و پشتیبانی، هوش مصنوعی میتواند از تشکیل صفهای انتظار کاربران و مشتریان جلوگیری کند یا در بخش امنیت شبکه میتوان از دقت و قدرت پردازش بالای هوش مصنوعی بهره برد. در این بخشها هوش مصنوعی تا کجا میتواند جلو برود؟
در حوزههایی که فرایندهای جاری و Business Rules (قواعد کسبوکار) ثابت دارد، هوش مصنوعی فراتر از حتی همکاری خواهد رفت و کاملاً جایگزین خواهد شد. همین حالا نیز هوش مصنوعی این قابلیت را دارد که بدون دخالت انسان، عملیات روزمره شرکتها را چه در حوزه پشتیبانی از مشتریان و چه در حوزه امنیت، زیرساخت و کنترلها مدیریت کند.
در حوزه توسعه نرمافزار هم الان هوش مصنوعی پیشرفتهای بسیار زیادی کرده که میتواند آن را بهعنوان یک برنامهنویس و توسعهدهنده زیرساخت وارد بازی کند. بهعنوان دستیار نیز هوش مصنوعی در حال ورود به بحثهای نوآوری و خلق محصول جدید است. زیرا خلاقیت هم الگوهای تکرارشوندهای دارد که در حال استخراج است.
اما فعلاً توانمندی اصلی هوش مصنوعی، بهینهسازی و تسریع فرایندهایی است که از قبل وجود داشته است. اما هنوز قدرت چندانی در پیشبینی و خلق آینده یا آیندهنگاری ندارد و فعلاً در این حد توانایی دارد که به انسان در جمعبندی اطلاعات موجود، افزایش دادهها و آنالیز Big Data (کلانداده)، یعنی تحلیل حجم عظیم و پیچیدهای از دادهها که نیازمند قدرت پردازش بالاست، کمک کند و الگوهای کاربردی و مورد نیاز انسان را درآورد.
* تا چه اندازه تلاشها و سرمایهگذاریهایی که برای بومیسازی نرمافزارهای هوش مصنوعی میشود را بهجا و ضروری میدانید؟
در اینجا نیز با لایههای مختلفی مواجهیم. مثلاً در حوزه زیرساخت با توجه به اینکه مدام در حال تغییر و توسعه است، شاید بومیسازی آن برای کشور ما موضوعیت نداشته باشد. چون الان به نرمافزارها و سرویسهای هوش مصنوعی بیشتر نیاز داریم تا توسعه زیرساختی.
واقعیت این است که بومیسازی نشأتگرفته از بحث تحریم است. زیرا بهواسطه تحریمها نمیتوانیم با اطمینان خاطر بگوییم که همیشه زیرساختهای پردازشی و نرمافزاری هوش مصنوعی را در اختیار خواهیم داشت. همچنانکه در ماههای اخیر نیز بسیاری از نرمافزارهای هوش مصنوعی نیز کشورمان را تحریم کردند و خدماتشان را بهصورت محدود به ما ارائه میدهند.
بر این اساس، باید تصمیمگیری شود که ما تا چه لایهای میخواهیم در بحث بومیسازی هوش مصنوعی پیش برویم و در کنار آن باید بسنجیم که منابع ما برای این کار تا چه اندازه است. مثلاً در بخش سختافزار نیاز به سرمایهگذاری سنگین داریم و بازده اقتصادی آن هم با توجه به مقیاس بازار کشور ما مقرونبهصرفه نبوده و زمانبر است.
اما در حوزه LLM (Large Language Model) یا مدل زبانی بزرگ (مدل هوش مصنوعی آموزشدیده برای فهم و تولید زبان) که مربوط به مباحث اختصاصی شرکتها میشود، جا دارد که روی بومیسازی سرویس نهایی کار کنیم. همین حالا نیز شرکتهای خوبی در این حوزه، اتفاقاً با سرمایهگذاری بسیار کمی مشغول به کارند.
چراکه دارند از هسته اصلی که بسیاری اوقات بهصورت متنباز در دسترس است، استفاده کرده و اپلیکیشن مدنظر نهایی را بومیسازی میکنند. به نظر من، اولویت بومیسازی با این لایه است و میتوانیم در آن، دستاورد سریع داشته باشیم.
این دستاوردهای سریع کمک میکنند که توجیه اقتصادی لازم، حول محور هوش مصنوعی شکل بگیرد و اگر در ادامه توسعه پیدا کند، میتوانیم به سمت تعمیق این بومیسازی برویم. پیشنهاد من این است که بومیسازی از لایههای نزدیک به مشتری شروع شود، تا اینکه به لایههای زیرساختی برود.
* بر این اساس، نقشه راه توسعه هوش مصنوعی و اقتصاد آن در کشور را چگونه ترسیم میکنید؟
نباید مشکلات ناشی از بحث تحریم و تأمین تجهیزات را دستکم بگیریم. درست است که در یک حالت ایدهآل میتوانیم تصور کنیم که سرویسهای لازم همیشه در اختیار ماست، اما تجربه نشان داده که حتی سرویسهای عمومی مورد نیاز مردم که هیچگونه استفاده نظامی یا جنبه تحریمی هم نداشته، ولی عدم وجودشان میتوانسته است باعث ایجاد اختلالی در امور روزمره کشور شود، با محدودیتهای خارجی مواجه شدهاند.
این محدودیتها موجب نگرانی شرکتها بابت عدماطمینانی است که برای مشتریان ایجاد میکند. بر این اساس و با در نظر گرفتن منابع محدودی که در کشور داریم، نباید تمام منابع را صرف توسعه زیرساختهای سنگین کرده و شکلگیری اقتصاد این صنعت را در انتهای این زنجیره با مشکل مواجه کنیم.
رویکرد کشورهای توسعهیافته نیز ابتدا ایجاد صنعت و توسعه اقتصاد آن و سپس توسعه زیرساخت بوده است.


